۲۸
رویایی که خواب ماندهمثلِ تئاتری که بازیگرانش روی صحنه نمی آیندو موسیقیِ متن، برای خودش پخش می شودمثلِ وقتی که شیرین ترین لحظه ی عمرمانروی نگاتیودر تاریک-خانهسفید، از آب در می آیدمثلِ چند روزِ پیش که ساعت ها زیر باران دویدمبه این خیال که "آخرش به تو می رسم"و با هم عکس می گیریم، به تماشای تئاتر می رویم و هزار بار، درست از آب در می آییمرویایی که خواب ماندهخیلی وقت است خوابیدهبیست و هشت سالِ بحرانیبیست و هشت دعوایِ زمستانیبیست و هشتی به شدت طولانیرویایی که خواب ماندهخواب نیستدر کُما مانده انگاردر بیست و هشتی به شدت طولانی
+ نوشته شده در
یکشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۱۲ساعت 8:31 توسط محمدرضا راد |
برچسب:
نویسنده: امیر نصیری
تاريخ: يکشنبه
26 آذر
1396 ساعت: 1:48